blog.zarrinpanah.com
این وبلاگ به نشانی جدید منتقل و انتشار مطالب تازه در آن متوقف گردید.
یادداشتهای پراکنده نصیر زرین پناه
این وبلاگ به نشانی جدید منتقل و انتشار مطالب تازه در آن متوقف گردید.
at
3:23 AM
مطلب من در جدیدترین شمارهی نشریهی بین المللی نظریهی معماری Cloud-Cuckoo-Land منتشر شده است.
چکیدهی مقاله در اینجا و اصل آن در اینجا قابل دسترسی هستند. سعی میکنم خلاصهای هم به فارسی همینجا بگذارم:
آثار معماری – به استثنای بناهای یادمانی و آرامگاهی – بناهایی هستند که برای «رفع نیاز» مخاطبان از پیش تعیینشدهای ساخته میشوند. مخاطبان اثر معماری به یک اعتبار ساکنان یا در واقع کاربران ساختمانها هستند. به همین دلیل سادهترین روش ارزشگذاری آثار معماری، بررسی میزان رضایتمندی این افراد از ساختمانهایی است که مشغول زندگی و کار در آنها هستند. اینجاست که نوع دریافت و برداشت کاربران ساختمانها، در شکلدهی به چیزی که اثر معماری خوانده میشود، حائز اهمیت میگردد، به نحوی که مادیت یافتن معماری در پاسخ مستقیم به نیازهای عملکردی این کاربران صورت میگیرد و معمار بدون شناسایی و چارهاندیشی در مورد «عملکرد» مطلوبِ مخاطبِ خود، نمیتواند به توفیقی در کار خود دست یابد.
اما با استناد به یک مثال نقض، میتوان در درستی فرضیهی بالا تردید کرد: ادیت فارنزورث یکی از کارفرمایان (کاربران) نگونبختی است که خواستههای عملکردی او برای تأمین آسایش شخصیاش – با طراحی و اجرای خانهای تماماً شیشهای – با بیتوجهی کامل معمار مواجه شده است. با این حال خانهی فارنزورث با وجود ناتوانی در برآورده ساختن خواستههای کارفرما و رفع نیازهای او، به استناد نظر بسیاری از منتقدان، در زمره یکی از شاهکارهای جاودانهی معماری قرن بیستم به ثبت رسیده و اعتبار فراوانی را نصیب میس ون در روهه به عنوان معمار این خانه کرده است.
در این مقاله بیش از هر چیز تحلیلهای عملکردی از معماری و وابستگی مستقیم این گونه تحلیلها به نیت یا خواست کاربران به جای نیت یا خواست معمار مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه به سایر عوامل مادی و غیرمادی شکلدهندهی معماری – ورای عملکرد آن – پرداخته شده است.
at
11:11 AM
Labels:
architecture,
argument
(عنوان در نظر گرفته شده نهایی نیست)
استاد راهنما: کاری یورماکا
دانشگاه فنی وین، انستیتو تئوری معماری
والتر گروپیوس در بیانیهی تأسیس مدرسهی باوهاوس در سال 1919 «هدف غایی تمامی فعالیتهای خلاقانه را «ساختن» دانست. این در حالی بود که نه گروپیوس و نه مدرسهی باوهاوس، هیچکدام تا لحظهی نگارش این بیانیه، کمترین سابقهای در ساختن به معنای واقعی آن نداشتند. گروپیوس شخصاً به این واقعیت اذعان میکند: «زندگی من جایی بین زمین و آسمان، در بلاتکلیفی سرگردان است... چیزی برای طراحی وجود ندارد که بتوانم از طریق آن، درآمدی هر چند ناچیز کسب کنم.» حتی زمانی که شرایط اقتصادی بهبود یافت، باز گروپیوس فاصلهاش با دنیای مادی معماری را حفظ کرد. او در دوران دانشجویی دریافت که اگر شخصاً به نقشهکشی معماری بپردازد، دچار گرفتگی عضلانی خواهد شد، به همین خاطر با پرداخت دستمزد به دوستانش، آنان را به کشیدن طرحهای دانشجوییاش گمارد. در ادامه و پس ار ورود به دنیای حرفهای معماری، گروپیوس مشغول به همکاری با معماران دیگری از جمله آدولف مهیر گردید و مجدداً از کلمات برای تشریح مقاصد معمارانهاش بهره گرفت.
والتر گروپیوس از جمله معماران برجستهای است که از «واژگان» بصورت گسترده در ارائهی کارهایش استفاده کرده، اما او یقیناً یگانه معماری نیست که چنین راهی را برای خود برگزیده است. معماران معدودی از زمان ویتروویوس تا دوران معاصر به نوشتن رساله یا بیانیه در باب معماری پرداختهاند. آدولف لوس، یکی دیگر از چهرههایی است که علاوه بر فعالیت در زمینه طراحی، به عنوان یک نویسندهی پرکار و زبردست نیز شناخته شده است. او معتقد است که ویژگیهای ذاتی معماری او از طریق تصاویر قابل انتقال نبوده و هر معماری خوب باید قابلیت توصیف در قالب واژهها را دارا باشد. یکی دیگر از استادان معماری مدرن یعنی لوکوربوزیه سوئیسیالاصل نه تنها در دوران حیاتش حدود 60 کتاب تألیف نمود بلکه به هنگام درخواست تابعیت فرانسوی در سال 1930 حرفهی شخصیاش را به جای ‘architecte’ (معمار) ‘homme de lettre’ (نویسنده) اعلام کرد.
علیرغم تمایل معماران به نظریهپردازی دربارهی آثار معماری از دوران روم باستان تاکنون، مرز بین نویسندگی و طراحی بویژه در سالهای دههی هشتاد میلادی در نتیجهی توجه فزاینده پستمدرنیستها به نشانهشناسی کمرنگتر گردید. بسیاری از معماران دیروز که توانستهاند در جایگاه پیشروان معماری امروز تکیه کنند، اعتبار خود را در ابتدا از طریق نویسندگی و پرداختن به «معماری کاغذی» کسب کردند: پیتر آیزنمن، دانیل لیبسکیند و رم کولهاس (به عنوان مهمترین نمونهی قابل بررسی)، برخی از ستارههای امروز عالم معماری هستند که آوازهی خود را بیش از آنکه از طرحها و ساختمانها بهدست آورده باشند، ازطریق تألیفاتشان کسب نمودهاند. نفوذ معمارانی از این دست بر محیط آکادمیک و روابط درون حرفهای معماران بسیار گسترده است.
رسالهی پیش رو تلاش دارد تا نسبت بین نویسندگی و (طراحی) معماریِ معماران را مورد بررسی قرار دهد و این هدف را با طرح این پرسش مقدماتی آغاز میکند: انگیزهی معماران از نوشتن و چاپ متون دربارهی معماری چیست؟ آیا این مسئله راهبردی برای بازاریابی و فروش طرح به کارفرماست یا تلاشی که معماران برای نمایش ذات روشنفکرانهی معماری به عنوان یک رشتهی علمی انجام میدهند؟ آیا نویسندگی معماران تنها انعکاسی از فرآیند طراحی است یا اهدافی برای طراحی و معیارهایی برای شکل تماس با اثر معماری نیز تعریف میکند؟ تفاوت بین نویسندگی در میان معماران با نویسندگی در میان مورخان و ناقدان معماری در چه مواردی میباشد؟
گاهی اوقات معماران در نوشتههای خود تلاش میکنند تا قواعدی را برای خود و دیگران به عنوان اصول طراحی وضع نمایند. با این وجود در پارهای موارد همخوانیای بین این نظریهپردازیهها و ساختمانهایی که ساخته میشود، به چشم نمیآید که این امر باعث ایجاد تردید در انگیزهی معماران از نوشتن میشود. یکی دیگر از مصارف متون معماری در تبلیغات و بازنویسی تاریخ معماری است. در موارد متعدد دیگری نویسندگی به یکی از مراحل تفکر طراحی بدل میشود. از آنجا که پرسش از نوع رابطهی نویسندگی و (طراحی) معماریِ معماران بسیار گسترده میباشد، این رساله رویکردهای تئوریک متفاوتی را در شکافتنِ مباحث، مورد بررسی قرار خواهد داد: هستیشناسی هنر آرتور سی دانتو، اندیشهی artwriting نزد دیوید کریر، نشانهشناسی معماری نزد اومبرتو اِکو، نظریه جامعهشناسانه پیر بوردیو دربارهی سرمایههای فرهنگی و راهبردهای تشخصیابی (distinction) و کاربرد دیکانستراکشن در معماری توسط مارک ویجلی.
پیششرط ورود به مسئله و فهم این رساله، آگاهی عمیق از تاریخ معماری مدرن شامل آثار شاخص ساختمانی و نوشتاری این قرن میباشد.
at
10:17 PM
Labels:
dissertation
تورین در شمال غربی ایتالیا هفتهی گذشته از 29 ژوئن تا 3 ژوئیه میزبان بیست و سومین همایش جهانی اتحادیهی بینالمللی معماران (UIA) بود. همان کنگرهای که سه سال پیش با حضور پرتعداد ایرانیها در استانبول برگزار شد و قرار است دورهی بیست و چهارم آن سه سال آینده در توکیو برگزار شود.
ادامه...
نمیدانم ولی عملکرد کنونی میزبانان محترم ششمین ضیافت – افرادی که خودم در صحت کامل عقل آنها را پیشنهاد کردهام – با انتظاراتی که پیشتر از وظایف آنها داشتهام جور در نمیآیند. نمیدانم تقصیر از خودِ من است که علیرغم انفعالی که در وبلاگنویسی دارم، اینچنین انتظار فعالیت از دیگر دوستان را دارم یا مشکل از آنهاست که بنا به هزاران دلایل قابل فهم، کمکاری میکنند. و یا هم از هردویمان. انتظار من از دوستان چیز زیادی نیست. در واقع این انتظار بهمراتب کمتر از توانمندیهایی است که بهخاطرش آنها را به میزبانی ضیافت ششم دعوت کردم. پیگیری یکی از پررنگترین توانمندیهای آنها بود. نمیخواهم وقتشان را صرف نوشتن و ارسال دعوتنامه به کامنتدانی وبلاگ این و آن کنند. نمیخواهم خودشان را به آب و آتش بزنند تا خدای ناکرده از اصل و اساس زندگی و کارشان فاصله بگیرند. فقط میخواهم اگر حضور پیگیر آنلاین برایشان مقدور نیست، حداقل در سایه حضور داشتنه باشند و با تأخیری چند ساعته به فعالیت دوستانی پاسخ بگویند که با مطالب، پیشنهادات و انتقاداتشان به میهمانی آنها آمدهاند.
حالا منِ میزبانِ خلعِ مسئولیت شده، منِ همکار، با انتقادم قدم به میهمانی دوستان گذاشتهام. منتظر میمانم تا مرا به داخل فرا بخوانند.
ضیافت پنجم وبلاگهای معماری با پایان فروردین ماه رسماً به اتمام رسید. به غیر از مطالبی که قرار است محمدرضا شیرازی در تکمیل تجربهی فضایی بازدیدش از آثار لوکوربوزیه ارائه کند، 15 نفر با مطالبی که منتشر کردند در این مهمانی شرکت کردند و دوستانی هم که با تاخیر خواهند رسید، نامشان در فهرست مربوطه قرار داده خواهد شد. همینجا از همهی کسانی که با حضورشان به جمع کوچک و خودمانی این ضیافت رونق بخشیدند، تشکر میکنم.
چهار رویکرد عمده در جهتدهی به نوشتههای دوستان «از فضا» قابل تشخیص بود:
1) یکی بازگویی تجربههای شخصی از حضور در فضایی خاص و ذکر مشاهدات عینی و کیفیات فضایی برجسته آثار معماری از طریق توصیف فضاها و استفاده از تصاویر مرتبط. مطالب دوستانی که در این دسته قرار میگیرند عبارتند از: نصیر زرین پناه، سحر نهاوندینژاد، سمیرا گودرزی و احمدرضا سلیمانی، محمدرضا شیرازی، مرتضی میرغلامی و خشایار کاشانیجو.
2) رویکرد تئوری-محور نویسندگان در جهت شناسایی چیستی فضای معماری، تعریف حدود آن، جایگاه مخاطب در درک فضا، واقعبودگی در فضا، نسبت درون و برون، پر و خالی و محیط پیرامون در شکلدهی به مفهوم فضا، فضای ساختهشده و فضای زیستهشده و مواردی از این قبیل توسط نینا شاهرخی، فرهاد شرفی، افروز نبوی و میثم معصومی.
3) و در نهایت، نوشتههایی که همزمان بخشهایی از هر دو گرایش بالا را یکجا گرد آورده و نشان میدهند که فضا نه آن عنصر پیچیده و دیرباب معماری بلکه بازگشت به سادهترین اصول زندگی روزمره انسانهاست مثل نوشتههای حسامالدین عتیقی، آزاده رشیدشمالی، علیرضا تغابنی و زهرا غیور.
4) تجسم فضا با ارائه طرحهای سهبعدی در تصاویر علی خیابانیان.
بعلاوه، نقدهایی هم توسط هومن فروغمند اعرابی و فرهاد شرفی در اشاره به موضوع ضیافتها نوشته شدهاند که مطالعهی آنها در اینجا خالی از فایده نخواهد بود.
معرفی میزبان بعدی:
کمال یوسفپور پیشنهاد من برای میزبانی بعدی ضیافت وبلاگهای معماری است. کسی که به دلیل پشتکار و هدفمندی در وبلاگنویسی، بهترین گزینه برای برگزاری یک ضیافت وبلاگی در زمینهی تخصصی معماری خواهد بود. بدون شک در صورت پذیرش او، پدیدهی ضیافتها از نظر کیفی و محتوایی حرکتی رو به جلو پیدا خواهد کرد. از او خواهش میکنم که این مسئولیت را بپذیرد.
پیشنهاد من:
با توجه به پتانسیل موجود و توجه به این نکته که ضیافتها به دلیل محدودیتهای پیشِرو نمیتوانند تا ابد ادامه پیدا کنند و خطر یکنواختی و تکرار هر لحظه آن را تهدید میکنند، پیشنهاد میکنم که از همین حالا عددی را به عنوان آخرین دورهی برگزاری ضیافتها پیشنهاد کنیم، تا مثلاً بعد از 7 یا 10 دوره برگزاری، پروندهی این رویداد در دنیای اینترنت بسته شده و ارزش ایدهی اولیه و حرکت گروهی که به دنبال آن انجام شد باقی بماند.
کمال یوسفپور به دلیل مشغلههای شخصی نمیتواند مسئولیت میزبانی ضیافت ششم را بپذیرد. علیرغم اینکه با نظر او موافقت کامل دارم ولی باز فکر میکنم که بنا به استدلال سایر دوستان، تا زمانی که افرادی حاضر به پذیرش میزبانی و حضور فعالانه در این ضیافتها هستند، نباید مانعی در مسیر این حرکت جمعی قرار دهیم. بنابراین از خانم آزاده شاهچراغی با توجه به سوابق آموزشی ایشان برای قبول میزبانی ضیافت بعدی دعوت میکنم تا در صورت موافقت، شاهد تحولی در روند کیفی برگزاری میهمانیها و فضای «مردانه» حاکم بر آن باشیم.
-------
دوستان عزیز،
ببخشید بهخاطر تأخیر این چند روزه. و ممنون از خانم شاهرخی که چندین بار در این مورد به من تذکر دادند.
میزبان پیشنهادی بعدی من، آقای احمدرضا سلیمانی و خانم سمیرا گودرزی، نویسندگان وبلاگ پرتیکان هستند. همواره بصورت جدی پیگیر ضیافتها و رویدادهای دنیای مجازی معماری بودهاند و به عنوان نخستین میهمانان در ضیافت پنجم وبلاگها هم شرکت داشتند. امیدوارم که بپذیرند.
هنوز خبری از میزبانان پیشنهادی نشده. امکان اینکه وبلاگنویسی چهار پنج روزی سراغی از دنیای مجازی و کامنتهای دریافتیاش نگیرد، تقریباً بعید است. اگر کسی از نزدیک خانم و آقای سلیمانی را میشناسد، لطفاً خبری از آنها برای ما بگیرد. به امید سلامتی این دو دوست.
ضیافت پنجم وبلاگی آغاز شده و میهمانان به تدریج از راه رسیده و «از فضا»ها سخن میگویند. امیدوارم که سر و کلهی دوستان جدید در روزهای باقیمانده پیدا شود تا مطالبِ آنها در فهرست مطالب شرکتکنندگان این میهمانی معمارانه قرار داده شود. بیایید و بخوانید: